تبلیغات
روزایه خوبمون - ...





روزایه خوبمون

میشود با هم بودن را به رخ دنیا کشید میشود خط خطی کرد فاصله را... میشود لبریز شد

دل من روی زمینه دل تو تو آسمونه
انقدر دوست دارم من كه فقط خدا می دونه
بیا یه عهدی ببندیم ببینیم كدوم یك از ما
تا ته جاده ی دنیا بر سر عهدش می مونه
بعضی قلبا بی ستارن یه ستاره هم ندارن
شایدم ستاره هاشون مث ما تو كهكشونه
برجای غرور بلندن كه دارن به ما می خندن
كاش با هم بریم یه جا كه بر خلاف شهرمونه
یادمه پرسیدم از تو كه می شه با هم بمونیم ؟
گفتی این كه دست ما نیست بذارش پای زمونه
چه بباری چه بتابی چه بخندی چه بخوابی
عزیزم چه فرقی داره واسه اون كه شد دیوونه
نكنه بری یه روزی با یه قایق از كنارم
واسه ی دلم نذاری نه اشاره نه نشونه
می دونم یه جای این عشق خستگی كار می ده دستت
مرغ عشقمون رو آخر می كنی بی آشیونه
من نمی دونم چی میشه نمی شه بگذرم از تو
شاید اون موقع ببارم تا شاید بیای به خونه
خلاصه فقط می خواستم قصمون رو گفته باشم
می دونم كه آخر عشق با خدای مهربونه
دل من فكراشو كرده كه صبور و باوفا شه
كاش دل تو هم صبور شه این روزا اگر بتونه
دیگه حرفی نیست عزیزم بجز اشكی كه می ریزیم
كاش بپرسی راز عشق و از گلای ناز پونه



طبقه بندی: مریم حیدرزاده، 
[ چهارشنبه 12 مرداد 1390 ] [ 12:51 ب.ظ ] [ SEPID ........ ] نظرات



      قـآلبـ