تبلیغات
روزایه خوبمون - ازاوج





روزایه خوبمون

میشود با هم بودن را به رخ دنیا کشید میشود خط خطی کرد فاصله را... میشود لبریز شد

باران، قصیده واری،

- غمناك -

آغاز كرده بود.



می خواند و باز می خواند،

بغض هزار ساله ی درونش را

انگار می گشود

اندوه زاست زاری خاموش!

ناگفتنی است...

این همه غم؟!

ناشنیدنی است!

***

پرسیدم این نوای حزین در عزای كیست؟

گفتند: اگر تو نیز،

از اوج بنگری

خواهی هزار بار از اوج تلخ تر گریست!




طبقه بندی: فریدون مشیری، 
[ چهارشنبه 12 مرداد 1390 ] [ 01:08 ب.ظ ] [ SEPID ........ ] نظرات



      قـآلبـ