تبلیغات
روزایه خوبمون - از ژرفای آن غرقاب





روزایه خوبمون

میشود با هم بودن را به رخ دنیا کشید میشود خط خطی کرد فاصله را... میشود لبریز شد

شب تاریك و « بیم موج » و گردابی چنین هائل

كجا دانند حال ما « سبكباران ساحل ها »

((حافظ ))


***

در آن شب تاریك وآن گرداب هول انگیز،

حافظ را

تشویش توفان بود و « بیم موج » دریا بود !

ما، اینك از اعماق آن گرداب،

از ژرفای آن غرقاب،

چنگال توفان بر گلو،

هر دم نهنگی روبرو،

هر لحظه در چاهی فرو،

تن پاره پاره، نیمه جان، در موج ها آویخته،

در چنبر این هشت پایان دغل، خون از سراپا ریخته،

***

صد كوه موج از سر گذشته، سخت سر كشته،

با ماتم این كشتی بی ناخدای بخت برگشته،

هر چند، امید رهائی مرده در دل ها؛

سر می دهیم این آخرین فریاد درد آلود را :

- (( ... آه، ای سبكباران ساحل ها ... ! ))




طبقه بندی: فریدون مشیری، 
[ چهارشنبه 12 مرداد 1390 ] [ 01:09 ب.ظ ] [ SEPID ........ ] نظرات



      قـآلبـ