تبلیغات
روزایه خوبمون - دره خاموش





روزایه خوبمون

میشود با هم بودن را به رخ دنیا کشید میشود خط خطی کرد فاصله را... میشود لبریز شد

سكوت ، بند گسسته است.
كنار دره، درخت شكوه پیكر بیدی.
در آسمان شفق رنگ
عبور ابر سپیدی.

نسیم در رگ هر برگ می دود خاموش.
نشسته در پس هر صخره وحشتی به كمین.
كشیده از پس یك سنگ سوسماری سر.
ز خوف دره خاموش
نهفته جنبش پیكر.
به راه می نگرد سرد، خشك ، تلخ، غمین.

چو مار روی تن كوه می خزد راهی ،
به راه، رهگذری.
خیال دره و تنهایی
دوانده در رگ او ترس.
كشیده چشم به هر گوشه نقش چشمه وهم:
ز هر شكاف تن كوه
خزیده بیرون ماری.
به خشم از پس هر سنگ
كشیده خنجر خاری.

غروب پر زده از كوه.
به چشم گم شده تصویر راه و راهگذر.
غمی بزرگ ، پر از وهم
به صخره سار نشسته است.
درون دره تاریك
سكوت بند گسسته است.





طبقه بندی: سهراب سپهری، 
[ پنجشنبه 13 مرداد 1390 ] [ 09:10 ب.ظ ] [ SEPID ........ ] نظرات



      قـآلبـ