تبلیغات
روزایه خوبمون - حرف دل





روزایه خوبمون

میشود با هم بودن را به رخ دنیا کشید میشود خط خطی کرد فاصله را... میشود لبریز شد

شناور سوی ساحل های ناپیدا
دو موج رهگذر بودیم
دو موج همسفر بودیم
گریز ما
نیاز ما
نشیب ما
فراز ما
شتاب شاد ما با هم
تلاش پاک ما توام
چه جنبش ها که ما را بود روی پرده دریا
شبی درگردبادی تند روی قله خیزاب
رها شد او ز آغوشم
جدا ماندم ز دامانش
گسست و ریخت مروارید بی پیوندمان بر آب
از آن پس در پی همزاد ناپیدا
بر این دریای بی خورشید
که روزی شب چراغش بود و می تابید
به هر ره می روم نالان به هر سو می دوم تنها




بیا . هر شب بیا .... در خلوت هر مهتاب تنهایم

در سایه هر شب . چشم به راهت گشوده ام

در پس هر ستاره پنهانم . در پس هر ابر در کمینم

بر سر راه کهکشان ایستاده ام . بر ساحل هر افق منتظرم

بیا . خورشید که رفت .... بیا شب را تنها ممان . تاریکی را بی من ممان

من آنجا بر تو بیمناکم که با شب تنها نمانی . با دیو شب تنها نمانی

دیو شب بیرحم است . گرسنه است . وحشی است . خطرناک است

پرنده معصوم کوچک من ! آفتاب که رفت پرواز کن

از روی خاک برخیز . این خرابه غمزده را ترک کن





طبقه بندی: گوناگون، 
[ یکشنبه 16 مرداد 1390 ] [ 06:27 ب.ظ ] [ SEPID ........ ] نظرات



      قـآلبـ